هر چی محال می شد؛

با عشق داره می شه

مصاحبه با آقای علی شهشهانی پور فارغ التحصیل موفق صالح

   آقای علی شهشهانی پور دانش آموز موفق و فارغ التحصیل رشته تجربی دوره نوزدهم دبیرستان صالح است که در یکی از سخت‌ترین سال‌های ادوار کنکور  و در اوج دوران شیوع کرونا که برگزاری کنکور سراسری با تعویق دو ماهه کار را بسیار مشکل کرده بود، توانست با عزمی راسخ و پشتکار مثال زدنی رتبه 716 رشته تجربی را کسب کند و در دانشگاه علوم پزشکی ایران ادامه تحصیل دهد.

 از او می پرسم چگونه دانش آموزی بوده است.  در پاسخ می گوید تا قبل از پایه دهم اصلا  دانش آموز  درس خوانی نبوده و یادگیری صرفاً در سر کلاس اتفاق می‌افتاده  و با مرور و تکراری که در کلاس صورت می‌گرفت به تعمیق درک و یادگیریش کمک شایانی می کرده است.  البته شب های امتحان هم درس می خوانده است .

  در جواب این سوال که از ابتدا برای قبولی در رشته پزشکی هدفگذاری کرده بود، می گوید زمانی که وارد مدرسه صالح شد، به هیچ وجه هدفی برای قبولی در رشته پزشکی نداشته و  علاقمندی اولیه اش به رشته روانشناسی بود و همواره مردد بوده که وارد رشته تجربی بشود یا رشته انسانی. البته معتقد بوده که رشته تجربی انتخاب بهتری است چون آنقدر وسیع هست که بتوان در رشته خوبی قبول شد.

بعد از گذر زمان به این نتیجه می رسد که می تواند برای پزشکی بخواند.  بعد از اولین امتحان در مهرماه در پایه دهم که با کمترین صرف وقت نمره خوبی می آورد، احساس می کند که اگر  تلاش خود را افزایش دهد، قبولی در رشته پزشکی دور از دسترس نیست.  این توانمندی را در خود می بیند و اعتماد به نفس بالاتر می رود و کم کم علاقه مند و به تعبیری عاشق رشته تجربی می شود.  او اشاره می کند که حتی در بعضی مواقع به خودم    می گفتم : ” کدام آدم عاقلی 7 سال درس می خواند تا پزشک عمومی شود؟”  ولی با تحقیق و آشنایی بیشتر با جذابیت های درس زیست شناسی هدف خود را می یابد. 

    او در توضیح منابع مطالعاتی برای کنکور، تنها به  کتاب درسی و جزوات و کتابهای تستی که در اختیار همه قرار دارد اشاره می کند و می گوید : ” من سعی می کردم مفاهیم درسی را با تست زدن و تحلیل نتایج آن در ذهنم تثبیت کنم.” اعتقادی به معلم خصوصی یا کلاس خصوصی ندارد  و فکر می کند که اگر هر دانش آموز در سر کلاس به مطالب معلم گوش کنند و تکالیف را انجام دهد خود به خود یاد می گیرد. 

   نکته جالب در این گفتگو آن است که مشابه بسیاری از دانش آموزان موفق، برای آمادگی کنکور در سه سال دبیرستان،  مبنای درس خواندنش به هیچ وجه میزان ساعت نبوده و هر مطلب را با هدف یادگیری و و تثبیت آن در ذهن خود می خوانده و اگر به  هدف خود می رسید، به ذهنش استراحت می داد. او اعتراف می کند  با توجه به محرک های ذهنی محیطی، نمی‌توان به طور مستمر و بدون استراحت درس خواند. 

اما سعی می کرده به جای بازی های کامپیوتری ورزش کند به گونه‌ای که حتی در طی سال دوازدهم هیچگاه ورزش کردن را ترک نکرد و ورزش را در آرام کردن ذهنش مفید می داند. اگر چه به فضای مجازی هم به چشم سرگرمی نیم نگاهی داشته و معتقد است که محدودیت شدید نتیجه عکس می دهد ولی زمانش را مدیریت کرده و اولویت را همیشه به درس داده است تا تلاش های سه ساله اش به ثمر بنشیند. آقای شهشهانی پور مانند سایر دانش‌آموزان اذعان می کند که بعد از هر شکستی ناامید می شده، با این تفاوت که پذیرش شکست و تجدید اراده برای ادامه کار را در کوتاهترین زمان انجام می داده و می دانسته که توقف جایز نیست و به همین دلیل و علی رغم همه فشارهایی که در سال دوازدهم وجود دارد، هدف اصلی خود را گم نکرد.

   اگر چه مطالعه در مدرسه در قالب اردوهای مطالعاتی با هدف کار منظم و افزایش انگیزه جمعی، کارکرد مناسبی دارد، اما به واسطه کاراکتر و شخصیت ذاتی،  تفاوتی را بین محیط مدرسه و خانه احساس نکرده است زیرا  کمتر دچار حواس پرتی می شده است و در ماه های پایانی پایه دوازدهم با 8 تا 9 ساعت مطالعه  توانست با معدل بالای 5/19 و کسب رتبه 445 کنکور زبان و رتبه 716 کنکور تجربی تحصیلات دبیرستان را به موفق ترین شکل به پایان برساند.

   آقای شهشهانی پور به اشتباه خود در روز آزمون سراسری اشاره می کند که تست درسی چون فیزیک را که در آن توانایی بالا داشته اولویت اول تست زنی قرار نمی دهد و بعد از آنکه ذهنش با تست های سخت سایر دروس خسته شد، با تمرکز پایین وارد پاسخ به سوالات درس فیزیک    می شود و درصد بسیار پایین تر از حد انتظار کسب می کند و به شدت سایرین را از تکرار این اشتباه بر حذر می دارد و توصیه می کند چه در دروس عمومی و چه دروس اختصاصی، داوطلبین باید تست زنی را با درسی شروع کنند که در آن درس قوی تر هستند. اثر مستقیم چنین تصمیمی به بالا رفتن روحیه در طی زمان کنکور نیز کمک می کند. 

  بدترین اتفاق در سال دوازدهم را تعویق دو ماه تاریخ برگزاری کنکور    می داند که علیرغم تست زدن فراوان که عادت روزانه اش شده بود، شرکت در همایش های مدرسه و فرصت بیشتری که برای جمع بندی مطالب داشته اما مجموعا اثر این امر را منفی ارزیابی می کند و یادآوری آن دوره که پر از استرس، سردرگمی ، کلافگی و خستگی بوده در کلامش موج می زند ولی با این وجود روحیه اش را از دست نداد و تا پایان با قدرت ادامه داد.