زیبایی ، فاتح نهایی جهان
مصاحبه با آقای دکتر وحید سعدی
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات. پس در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب. از دست و زبان که برآید / کز عهده ی شکرش به در آید.
وحید سعدی هستم اهل خاک پاک شیراز. در همسایگی افصح المتکلمین، استاد سخن، سعدی، در محله ی سعدی شیراز رشد کردم. دوره ی کارشناسی را در دانشگاه حافظ شیراز سپری کردم. دوره ی کارشناسی ارشد را در دانشگاه تهران گذراندم و از پایان نامه ام در حوزه ی بلاغت شعر فارسی با عنوان تک نگاری تلمیح دفاع کردم.
دوره ی دکتری را در دانشگاه شهید بهشتی پشت سر گذاشتم و مشغول نگارش رساله ی دکتری ام در شرح زیبایی شناسی غزل سعدی هستم.
از آنجا که معلم زاده بودم و پدر و مادرم هر دو به تشریف شریف معلمی مشرف بودند من هم معلمی را خیلی زود و از همان دوران کارشناسی در شیراز آغاز کردم و سپس در تهران ادامه دادم.
در این سال ها در مدارس برتر تهران در دوره های اول و دوم دبیرستان و نیز در دوره های آمادگی تیزهوشان، دوره های المپیاد ادبی و همچنین آموزشگاه های کنکور فعالیت داشتم. و نیز به عنوان مدرس در دانشگاه شهید بهشتی مشغول تدریس هستم.
از آغاز آشنایی با موسسه فرهنگی صالح سیاست گذاری خاص و هوشمندانه ی مدرسه و به ویژه نگرش منحصر به فرد و دانشورانه ی جناب آقای دکتر ملکی پور در توجه ویژه به مباحث مربوط به ادبیات فارسی برای من تازگی داشت.
شاید باید اشاره کرد و توضیح داد که این رویکرد در میان دبیرستان های دوره ی اول به جرات کمیاب و منحصر به فرد است. این فضای توجه به ادبیات فارسی به ما اجازه داد تا بتوانیم برنامه های مربوط به درس فارسی را در هر سه حوزه ی ادبیات، انشا و املا به دقت و با جزئیات فراوان و به شیوه ای روشمند اجرا کنیم.
در درس فارسی توجه اصلی ما علاوه بر توانمندسازی عزیزانمان در مباحث آموزشی بر این ایده استوار بود که کشف لذت ادبی را به دانش آموزان بیاموزیم و آنان را در فرآیندی قرار دهیم که با ادبیات به عنوان هنری زیبایی آفرین و لذت بخش آشنا شوند.
خداوند از روح خود در وجود انسان دمیده است و به مصداق آیه شریفه ی الله جمیل و یحب الجمال، روح انسان همواره در جستجوی کشف زیبایی هاست. اینجاست که راز میل انسان به هنر آشکار می شود و ادبیات یکی از اصیل ترین گونه های هنر انسانی است.
درک زیبایی این میل را در وجود ما پدید می آورد که این تجربه را با دیگران به اشتراک بگذرایم و از این رهگذر به کشف جمعی لذت برسیم. آنچه برای من به عنوان معلم ادبیات مهم و حیاتی است شریک کردن عزیزان دانش آموزم در کشف این لذت است.
همواره سعی داشتم لذتی را که خود از خواندن متون ادب فارسی برده و می برم با دانش آموزان تقسیم کنم و فضای کلاس را به سمتی ببرم که دانش آموز با میل و رغبت و نه از سر اجبار و التزام در کلاس درس حاضر باشد. گمان میکنم تا حدودی به این هدف دست یافتیم.
در درس انشای فارسی با حمایت بی دریغ مدرسه توانستیم روشی نوین را در آموزش نوشتن پیاده سازیم.
این روش بر مبنای آموزش عناصر داستان و استفاده از این عناصر در نوشتن بنا شده است. تلاش کردیم نوشتن خلاق را در چارچوب آموزش چگونه نوشتن در مقابل شیوه ی سنتی چه نوشتن قرار دهیم. در این مسیر موضوع انشا حذف شد و با آموزش شگردهای داستان نویسی، نوشته های دانش آموزان در مسیر تبدیل شدن به داستان های کوتاه قرار گرفت.
اگرچه همچنان در آغاز این مسیر ایستاده ایم اما طلیعه های درخشش استعداد عزیزانمان را در نوشتن در همین آغاز راه نیز شاهد بوده ایم. نتایج درخشان دانش آموزان ما در هرسه پایه در مسابقات داستان نویسی شاهدی بر این مدعا است. اگرچه برای شخص من دستاورد اصلی این کلاس آموزش راهی نو برای بیان احساسات و اندیشه ها به فرزندانمان است. راهی برای گفتگو با خود و جستجو در درون و نیز خلق اثری که از ذهن و زبان خود دانش آموز تراویده باشد.
در باب درس املا نیز باید توضیح داد که کلاس املا همواره دارای نوعی خشکی و دافعه برای دانش آموز بوده و کلاسی فاقد جذابیت و خلاقیت ارزیابی می شده است. این مشکل و راه های رفع آن از آغاز فعالیت در این حوزه یکی از چالش های کاری من بود.
در جستجو برای رفع این مشکل با روشی نو و پیشرو در آموزش با عنوان یادگیری مشارکتی آشنا شدم. استفاده از روش یادگیری مشارکتی تحولی بنیادین در ساختار کلاس های املا پدید می آورد و علاوه بر اینکه آموزش و سنجش را به بهترین شیوه محقق می سازد، کلاس را نیز از یکنواختی و خمودگی نجات می دهد.
با استفاده از این روش آموزش و سنجش در درس املا ماهیتی گروهی، رقابتی و پویا می یابد. به جرأت می توان ادعا کرد کلاس های املای ما از پرشورترین و فعال ترین کلاس های درسی مدرسه است.
البته نباید این نکته را از خاطر دور داشت که این روش پس از چندین دوره تجربه در مدارس مختلف امروز به حد قابل قبولی از تکامل رسیده و بسیاری از گره ها و مشکلات آن در مسیر تجربه و تکرار گشوده شده است.
نکته ی دیگری که یادکرد آن خالی از لطف نیست بزرگداشت و یادکرد چهره های برجسته ی ادب و فرهنگ فارسی در برنامه هایی ویژه است. کوشش کردیم در حد توان و امکان عزیزانمان را با مفاخر و مشاهیر ادب فارسی چون فردوسی، سعدی، حافظ، مولانا و حتی بزرگان ادب معاصر چون نیما یوشیج آشنا سازیم.
از ادبیات و زیبایی آفرینی آن سخن گفتیم. نیچه فیلسوف نامدار آلمانی می نویسد: اگر هنر نبود، حقیقت مرا نابود می کرد. داستایوفسکی نویسنده ی برجسته ی روس نوشته است: زیبایی است که فاتح نهایی همه ی مباحث جهان است و بالاترین حد درک انسانی تجربه ی زیبایی است. کلام را با یادکردی از کلاس درس استاد الاساتید ادب فارسی در روزگار ما حضرت استاد شفیعی کدکنی- دیر زیاد آن بزرگوار خداوند- به پایان می برم.
ایشان در جلسه ای پس از نقل جمله ی داستایوفسکی فرمودند: اصل و منشأ این نظریه را می توانید در این دو بیت سعدی ببینید:
پر طاووس بر اوراق مصاحف دیدم
گفتم این منزلت از قدر تو می بینم بیش
گفت خاموش که هرکس که جمالی دارد
هرکجا پای نهد دست ندارندش پیش
آری زیبایی است که فاتح نهایی جهان خواهد بود.